کلاس درس

 عشق از ديدگاه معلمين

 دبير زيست:عشق مرضي است كه ميكروب آن از راه چشم وارد بدن مي شود.

دبير شيمي : عشق تنها اسيدي است كه در قلب اثر دارد.

دبير ديني : عشق يك مو هبت الهي است كه خداوند بر بندگانش

هديه كرده است

 دبير رياضي : نسيت عشق به بدن مثل نسبت خون به بدن است.

 دبير ادبيات : عشق بايد مثل عشق ليلي و مجنون باشد.

دبير ورزش : عشق يك توپ فوتبال است كه به دروازه هر قلبي اثابت

مي كند

                                                        N - k

  
نویسنده : عاشقان ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٤

maryam

You guide me
because you know
exactly where
I want to go.
You reach out
with a warm hand
to show me that
you understand.
You accept me for
who I am
and you know
where I've been;
for these and
many more reasons,

I call you friend.

 

  
نویسنده : عاشقان ; ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٤

عاشق و معشوق

معشوقي از عاشقش پرسيد...من قشنگم؟  عاشق جواب داد ...نه .  پرسيد ... دلش ميخواد  با اون باشه؟   باز جواب داد ... نه .  ....اگه ترکد کنم گريه ميکني؟ ....  نه  .  معشوق با چشمان پر از اشک  مي خواست عاشق رو ترک کنه  که اون دست معشوق رو گرفت و گفت:   تو قشنگ نيستی بلکه زيبايي  ... من نميخوام با تو باشم  من نياز دارم با تو باشم ... اگه بري گريه نمي کنم  ... ميميرم   

                                                       علی   

  
نویسنده : عاشقان ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٤

عشق و ديونگی

 

يه روز عشق و ديوانگی و محبت و فضولی و....  داشتن قايم موشک بازی می کردند تا نوبت به ديونگی رسيد  همه رو پيدا کرد اما هرچی گشت اثری از عشق نبود فضولی متوجه شد که عشق پشت يک بوته گل سرخ قايم شده وديونگی رو خبر کرد و اونم يک خار بزرگ برداشت و تو بوته گل سرخ فرو کرد صدای فرياد عشق بلند شد وقتی همه به سراغش رفتن ديدن چشماش کور شده و ديونگی که خودشو مقصر ميدونست تصميم گرفت هميشه عشقو همراهی کنه و از اون روز به بعد وقتی عشق به سراغ معشوقش ميره بدی های اونو نمی بينه و ديونگی هميشه کنارشه . 

                                              علی

  
نویسنده : عاشقان ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ امرداد ،۱۳۸٤